تبليغاتX
عشق

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

همیشه نگاهی را باور کن که وقتی از ان دور شدی در انتظارت بمونه......



سه شنبه هشتم بهمن 1387 |

این خطی که مینویسم از خودم به زبان خودمم مینویسم

هر وقت عاشق کسی هستید اون شخص عاشقت نیست ولی وقتی کسی عاشقت هست تو نیستی !!!



جمعه بیست و هفتم دی 1387 |
اگه کسی دلت وشکست چیزی نگو یه روزی دلش میشکنه و صداش در میادتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 |
روزگاری جاده بودم جادهای غرق تردد

جادهای کز رفت وامدلحظه ای خالی نمیشد

من که بسیری رفیقان را به ابادی رساندم

عاقبت خود ماندم و ویرانه ی تنهایی خود



سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 |



سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 |
ای عشق کمک کن به پایان برسیم     چون مزرعه عشق به باران برسیم 

یا من برسم به یار یا یار به من            یا هر دو بمیریم وبه پایان برسیم  

 



سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 |
 

 



جمعه پانزدهم تیر 1386 |

عشق یعنی ...


عشق یعنی تا ابد پرواز کردن



عشق زندگی را با خوشی ها ساز کردن



عشق یعنی از اول تا انتها



عشق مثنوی های دلم را یک به یک معنا کردن



عشق یعنی عاشق فرهاد گشتن


درهای کوه سنگ کندن ، غصه را شیرین کردن



عشق یعنی عاشق ، یعنی معشوق



عشق یعنی زندگی را با خدا آغاز کردن



عشق یعنی انقلابی در درون


از محبت کوزه های را لبریز کردن



یکشنبه دهم تیر 1386 |

    

این  هم tohi برای  روناک جان



شنبه نهم تیر 1386 |
به کوه گفتم عشق چیست؟ لرزید ...

به ابر گفتم عشق چیست؟ بارید ...

به باد گفتم عشق چیست؟ وزید ...

به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید ...

به گل گفتم عشق چیست؟ پر پر شد ...

و به انسان گفتم عشق چیست؟ اشک در دیدگانش جاری شد و گفت: دیوانگی ست



سه شنبه پنجم تیر 1386 |

شب را دوست دارم بخاطر تاريکي.... تاريکي را دوست دارم بخاطر تنهايي...

تنهايي را دوست دارم بخاطر فکر کردن ... فکر کردن را دوست دارم بخاطر تو...

تو را دوست دارم بخاطر چشمانت...

 چشمانت را دوست دارم بخاطر قطرات اشکي که ميدانم بر سر مزارم خواهي ريخت .

 



شنبه دوم تیر 1386 |

پرسیدم: منو بیشتر دوست داری یا زندگی رو ؟

گفت: تو رو

پرسید: تو چی ؟ منو بیشتر دوست داری یا زندگی رو؟

گفتم: زندگی رو

قهر کرد و رفت برای همیشه ... دیگه بر نگشت ...

آخه نمی دونست اون همه ی زندگیم بود



جمعه یکم تیر 1386 |
jojo

پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 |

عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است

عشق گوش دادن نيست بلکه درک کردن است

عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است

عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است



پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 |

این عکس برای  شراره  جان که خواسته بود

 

 



یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 |
زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز



شنبه بیست و ششم خرداد 1386 |
مرگ از زندگی پرسید چرا من تلخم و تو شیرینی؟ زندگی در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقیقت



چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 |
چه روزگاريه !!!بچه كه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردهاي قوي ......بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسکا......



چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 |
دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است



چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 |

¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________****
___***____***____***__ ***
__***________****_______***
_***__________**_________***
_***_____________________***
_***_____________________***
__***___________________***
___***_________________***
____***______________ ***
______***___________***
________***_______***
__________***___***
____________*****
_____________***
______________*



پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 |

زندگي خالي نيست: مهرباني هست ، سيب هست ، ايمان هست. آري تا شقايق هست ، زندگي بايد كرد. در دل من چيزي است ، مثل يك بيشه نور ، مثل خواب دم صبح و چنان بي تابم ، كه دلم مي خواهد بدوم تا ته دشت ، بروم تا سر كوه. دورها آوايي است ، كه مرا مي خواند...
... آره تو راست میگی... باید احساس داشت تا اینا رو فهمید ...



پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 |
شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حالا که به آن دعوت شدی تا میتوانی زیبا برقص

 



چهارشنبه نهم خرداد 1386 |

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون

 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش

با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

 



سه شنبه هشتم خرداد 1386 |

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم امد . بیدار باش من با سبدی پر ازبوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم .

دوستت دارم
 
 
 
 


جمعه چهارم خرداد 1386 |

 

طرفداران  منچستر  نظر  بدید

 

 

 



یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 |

    

تو مي ‌روي و من فقط نگاهت مي‌کنم

 تعجب نکن که چرا گريه نمي‌کنم بي تو،

 يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو،

 همين يک لحظه باقي است

و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم



پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 |
Image hosting by TinyPic



سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 |

نام:کریستیانو رونالدو دوسانتوس آویرو

متولد:5 فوریه 1985

محل تولد:فانچل در مادربی پرتغال

ملیت:پرتغالی

اولین بازی ملی:آگوست 2003 برابر قزاقستان

القاب:کریس،سلطان تکل،رون

قد:185 سانتی متر

وزن:78 کیلو

تیم ها:اسپورتینگ لیسبون؛منچستر یونایتد

  اعجوبه ی پرتغالی در بین خانواده ای فقیر متولد شد.پدری کارگر و مادری عاشق امور منزل داشت.در کودیک بخاطر علاقه ی شدید به پاتریک کلایورت،با نام کلایورت نام برده می شد.کریس خودش در مورد علاقه اش به فوتبال در کودکی می گوید به قدری عاشق فوتبال بوده که اگر توپی رو هم در اختیار نداشته با در هم کردن لنگه جوراب هایش خود رو سرگرم می کرده.ماریا دوس سانتوس معلم دوران ابتدایی رونالدو در مورد علاقه ی شدید رونالدو به فوتبال می گوید:«به یاد دارم کریس هر وقت اوقات آزادی پیدا می کرد به فوتبال می پرداخت.»

 وقتی پدر کریس از این علاقه ی پسرش به فوتبال اگاه شد به وی اجازه داد تا از همان دوران کودکی فوتبال رو به روش صحیح تری بازی کنه.وی سال ها در اسپورتینگ بازی کرد تا سرنجام پس از سه سال بازی در اسپورتینگ توسط ژرارد هولیه مربی لیورپول کشف شد ولی برخلاف وی،کریستین به منچستر یونایتد پیوست. وی از سال 2003 تا کنون در منچستر بازی می کنه و اولین بازی اش هم بر می گرده به بازی منچستر برابر ولوز.ولی وی تونست در بازی منچستر برابر پورتموث در التافورد اولین گلش رو در این تیم بزنه.حال کریس توجه بسیاری از تیم های خوب دنیا از جمله رئال مادرید و بارسلونا رو جلب کرده و این تیم ها حاضرند به هر قیمتی اولین ستاره ی پرتغالی منچستر رو به تیمشون بیارند.البته کریس هم برای ماندن در التافورد از منچستر درآمد 160 هزار پوندی رو طلب کرده که بنظر فوتبال دوستان این کار پول دوستی کریس رونالدوست.

  ویژگی و خاطرات کریستیانو رونالدو

رونالدو علاقه ی شدیدی به اتومبیل ها داره و اگه بخواهیم یکی از دهها ماشینش رو نام ببریم یه پورشه نقزه ای داره و یه بی.ام.وی مشکی.از دیگر علایق کریس همکاری با شرکت نایکه.کریس یه ساختمون 5/1 میلیون دلاری در چشایز انگلیس داره.

  کریستین بازیکن خیرخواهی است و در زلزله تسونامی یه میلیارد روپیه رو جمع کرد و تقدیم به آسیب دیدگان کرد.در اندونزی هم چند خونه خرید و به بی خانمان ها داد.

  کریس هیچ موقع در انتخاب همسر موفق نبوده و آخرین بار هم نامزدش مارچه در سال 2006 از او جدا شد.البته مارچه 9 سال از رونالدو بزرگتر بود و قبلا هم ازدواج کرده بود.البته قبل جام جهانی هم دختری به نام لیلیان فاش کرد که با رونالدو نامزده. حتی گفته می شد که کریس می خواد با ایموژن تامس ملکه ی سابق ولز ازدواج کنه.!!!!!!!!

  تلخ ترین خاطره رونالدو برمی گرده به سال 2005 و فوت پدرش در زمانی که او برای انجام خدمت سربازی در روسیه خدمت می کرد.اون حادثه در 7 سپتامبر اون سال رخ داد.یک بار هم رونالدو رو بهمراه یک نفر دستگیر کردند که رون تبرئه شد. یه بار هم دزد به خونش زد و ماشین و جواهراتش رو برد.در پایان جام جهانی هم عنوان بهترین بازیکن جوان از او ربوده شد و به پودلسکی داده شد.

  در کودکی علاقه ی شدیدی به مارادونا و فیگو داشته.وی عاشق شنیدن موسیقی های مرتبط به رقص است.رنگ سفید رو هم دوست داره.

  رونالدو سابقه ی ملی زیادی نداره ولی افتخارات خوبی از جمله مقام نایب قهرمانی در یورو 2004 و مقام چهارمی جام جهانی در سال 2006.البته کریس به تازگی و در بازی تیمش برابر برزیل تونست کاپیتانی رو تجربه کنه و بازوبند کاپیتانی رو به دست بست.وی مرد دوست داشتنی اسکولاری و فرگوسن هست و از این لحاظ خیلی خوش شانسه.

 

 



جمعه سی و یکم فروردین 1386 |
 

 زيباترين قلب

 

روزي مردي جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا  مي كرد كه زيبا ترين قلب را در آن منطقه

 

دارد جمعيت زياد جمع شدند. قلب او كاملآ سالمبود و هيچ خد شه اي برآن وارد  نشده بود وهمه

 

تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تا كنون ديده اند.مرد با كمال افتخار  

 

صدايي بلند به تعريف قلب خود پرداخت .ناگهان پيرمردي جلوي جمع امد وگفت كه قلب تو به

 

زيبايي قلب من نيست .مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پيرمرد نگاه كردند قلب او با قدرت

 

تمام مي تپيد اما پر از زخم بود .قسمت هاي از قلب او برداشته شده وتكه هاي جايگزين آن شده

 

بود وآنها به راستي  جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين گوشه هاي دندانه

 

دندانه در آن ديده مي شد .در بعضي نقاط شيارهاي عميقي  وجود داشت كه هيچ

 

تكه اي آن را پر نكرده بود ،مردم به قلب پيره مرد خيره شده بودند با خود مي گفتند

 

 كه چه طور او ادعا مي كند  كه زيباترين قلب را دارد ؟

 

مرد جوان به پيره مرد اشاره كرد و گفت تو حتمآ شوخي مي كني :قلب خود را

 

با قلب من مقايسه كن قلب تو فقط مشتي زخم و بريدگي وخراش است .پيرمرد گفت

 

درست است .قلب تو سالم به نطر مي رسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض

 

نمي كنم .هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشق را به اوداده ام،من بخشي از قلبم

 

را جدا كرده ام وبه او بخشيده ام .گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است 

 

كه به جاي آن تكه ي بخشيده شده قرار داده ام :اما چون اين دو عين هم نبوده اند گوشه

 

هايي دندانه دندانه درقلبم وجود دارد كه برايم عزيزند :چرا كه ياد آور عشق ميان دو 

 

انسان هستند.بعضي وقتها بخشي از قلب رابه كساني بخشيده ام اما انها چيزي از 

 

قلبشان را به من نداده ند ،اينها همين شيارهاي عميق هستند .گرچه دردآور هستند اما 

 

يادآور عشقي هستند كه داشته ام .اميدوارم كه انها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي 

 

عميق را با قطعه اي كه من در انتظارش بودم پر كنند ،پس حالا مي بيني كه زيباي

 

واقعي چيست؟

 

مرد چوان بي هيچ سخني ايستاد ،در حالي كه اشك از گونه هايش سرازير مي شد به

 

سمت پيرمرد رفت ازقلب جوان و سالم خود قطعه اي بيرون آورد و با دست هاي

 

لرزان به پيرمرد تقديم كرد پيرمرد آن را گرفتو در گوشه اي از قلبش جاي داد و

 

بخشي از قلب پير و زخم خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت.

 

مرد جوان به قلبش نگاه كرد :ديگر سالم نبود،اما از هميشه زيبا تر بود زيرا كه عشق از قلب

 

پيرمرد به قلب اونفوذ كرده بود....



دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 |